

(2).jpeg)
دکتر رقیه بیات، پژوهشگر فلسفه
شبکههای اجتماعی بار دیگر مفاهیمی چون طلسم، جادو، دعانویسی، فال، طالعبینی و حتی طیالارض را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل کردهاند؛ اما در این میان، مرز میان یک میراث تاریخی و فرهنگی، یک باور معنوی و ادعایی که بدون دلیل به مردم فروخته میشود، کجاست؟
کافی است چند دقیقهای در شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، جستوجو کنیم تا با انبوهی از صفحههایی مواجه شویم که وعدههایی عجیب و وسوسهبرانگیز میدهند؛ از «رفع طلسم تضمینی» و «بازگشت معشوق» گرفته تا «دعانویسی مجرب»، «فال دقیق» و حل مشکلات مالی، عاطفی و خانوادگی.
در کنار این وعدهها نیز تصاویری از رضایت مشتریان، پیامهای تشکر و نمونهکارهایی منتشر میشود که هدف اصلی آنها ایجاد اعتماد است. اما یک پرسش اساسی همچنان باقی میماند: آیا آنچه امروز تحت عنوان علوم غریبه در فضای مجازی عرضه میشود، ادامه سنتهای قدیمی است یا شکل جدیدی از تجارت بر پایه ترس، نیاز و امید انسانها؟
علوم غریبه؛ بخشی از تاریخ اندیشه بشر
علوم غریبه، جادو، فال و طالعبینی پدیدههایی متعلق به روزگار معاصر نیستند. انسان از گذشتههای دور، در مواجهه با بخشهایی از جهان که برایش ناشناخته و غیرقابل کنترل بوده، تلاش کرده است توضیحی برای آنها پیدا کند.
ترس از آینده، بیماری، مرگ، حوادث طبیعی و پرسش درباره نیروهای پنهان هستی، جوامع مختلف را به سمت نظامهایی از باور و معرفت سوق داده است که امروزه با عنوانهایی همچون علوم رمزی یا علوم غریبه شناخته میشوند.
در سنتهای قدیمی، موضوعاتی مانند علم حروف، جفر، کیمیا، طلسمات، اوفاق و نجوم احکامی مطرح بوده است. البته نباید این مفاهیم را با معیارهای علمی امروز یکسان دانست. در جهان قدیم، مرز میان فلسفه، پزشکی، نجوم، دین و دانشهای رمزی به روشنی امروز نبود و اندیشمندان تلاش میکردند تصویری کلی از رابطه انسان، طبیعت و جهان ارائه کنند.
از این منظر، علوم غریبه را نمیتوان صرفاً با یک جمله رد یا تأیید کرد. این حوزه، دستکم به عنوان بخشی از تاریخ اندیشه و فرهنگ بشر، موضوعی قابل مطالعه است.
نام بزرگان، دلیل درستی یک ادعا نیست
در تاریخ اندیشه، آثار متعددی به فیلسوفان و دانشمندان بزرگ نسبت داده شده که درباره اصالت این انتسابها تردیدهایی وجود دارد. در تمدن اسلامی نیز برخی نوشتههای مربوط به طلسمات، اسرار طبیعت و امور رمزی به چهرههایی مانند ابنسینا نسبت داده شده است؛ اما میان «انتساب سنتی» یک اثر و «اثبات تاریخی» نویسندگی آن تفاوت وجود دارد.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا گاهی در فضای مجازی صرفاً با استناد به نام یک فیلسوف یا دانشمند، مجموعهای از ادعاها معتبر جلوه داده میشود. در حالی که ارزش تاریخی یک متن با اثبات علمی محتوای آن یکسان نیست.
یک کتاب میتواند برای شناخت جهانبینی انسان در یک دوره تاریخی ارزشمند باشد، بدون آنکه همه مطالب آن از منظر علم امروز اثباتشده تلقی شود.
جادو؛ از تلاش برای فهم ناشناخته تا ابزار فریب
جادو نیز در تاریخ بشر معنایی فراتر از فریب داشته است. در بسیاری از فرهنگها، جادو تلاشی برای برقراری ارتباط با نیروهایی تلقی میشده که انسان آنها را ناشناخته یا خارج از کنترل خود میدانسته است.
اما نقطهای که باید میان مطالعه تاریخی این باورها و سوءاستفاده از آنها تفاوت گذاشت، جایی است که فردی ادعا میکند میتواند با قطعیت سرنوشت انسان را تغییر دهد، آینده را پیشبینی کند یا برای مشکلات پیچیده زندگی راهحلی تضمینی ارائه دهد.
ناشناخته بودن یک پدیده، دلیل بر درست بودن هر ادعایی درباره آن نیست. همانطور که ناتوانی علم امروز در پاسخ به یک پرسش، مجوزی برای پذیرفتن هر پاسخ بدون دلیل نیز محسوب نمیشود.
طیالارض؛ عرفان یا تلهپورت؟
«طیالارض» یکی از مفاهیمی است که در ادبیات عرفانی و برخی روایتهای دینی و معنوی مطرح شده است. این مفهوم معمولاً به پیمودن فاصلهای بسیار دور در زمانی غیرعادی یا حضور در مکانی دیگر بدون جابهجایی معمول جسمانی اشاره دارد.
گاهی در فضای مجازی طیالارض با «تلهپورت» در فیزیک مقایسه میشود، در حالی که این دو مفهوم یکی نیستند. تلهپورت در فیزیک کوانتومی به انتقال اطلاعات مربوط به حالت کوانتومی یک سامانه اشاره دارد و با جابهجایی انسان یا یک جسم بزرگ از مکانی به مکان دیگر تفاوت اساسی دارد.
طیالارض نیز اساساً مفهومی عرفانی و متافیزیکی است و نمیتوان بدون دلیل تجربی آن را به عنوان یک پدیده فیزیکی اثباتشده معرفی کرد.
با این حال، وجود چنین مفاهیمی یک پرسش فلسفی مهم را زنده نگه میدارد: آیا شناخت فعلی انسان از جهان، تمام واقعیت هستی را دربر گرفته است؟
پاسخ منفی به این پرسش البته به معنای مثبت بودن هر ادعای ماورایی نیست. میان «پذیرش محدودیت شناخت انسان» و «باور کردن هر ادعا» فاصلهای جدی وجود دارد.
وقتی راز به کالا تبدیل میشود
شاید مهمترین تفاوت میان گذشته و امروز، نه در خود این مفاهیم، بلکه در شیوه عرضه آنها باشد.
شبکههای اجتماعی امکان بیسابقهای برای تبدیل باورهای شخصی و سنتهای قدیمی به کالا فراهم کردهاند. فردی ممکن است با عنوان استاد علوم غریبه، دعانویس، فالگیر یا متخصص انرژی، خدماتی را در ازای دریافت پول عرضه کند و برای نتیجه نیز ضمانتهای غیرواقعی ارائه دهد.
وعدههایی مانند «بازگرداندن قطعی معشوق»، «رفع تضمینی طلسم»، «حل قطعی مشکلات مالی» یا «درمان همه بیماریها» بیش از آنکه نشانه تخصص باشند، میتوانند علامتی برای سوءاستفاده از نیاز و آسیبپذیری افراد باشند.
مسئله فقط از دست رفتن پول نیست. فردی که دائماً به او گفته میشود گرفتار طلسم، انرژی منفی یا نیروهای ناشناخته است، ممکن است به تدریج اضطراب، ترس و وابستگی بیشتری پیدا کند و از مواجهه منطقی با مسئله اصلی زندگی خود فاصله بگیرد.
در چنین شرایطی، یک مشکل واقعی ممکن است به جای آنکه از مسیر مشاوره، پزشکی، حقوقی، اقتصادی یا گفتوگوی اجتماعی پیگیری شود، به گردن نیروهایی ناشناخته انداخته شود که هیچ راه قابل سنجشی برای اثبات آنها وجود ندارد.
نه انکار شتابزده، نه پذیرش سادهلوحانه
نگاه عقلانی به این موضوع الزاماً به معنای انکار همه امور ناشناخته نیست. انسان همچنان با پرسشهایی بنیادین درباره جهان، آگاهی، هستی و ابعاد ناشناخته واقعیت مواجه است.
اما فروتنی در برابر ناشناختهها با کنار گذاشتن عقل تفاوت دارد.
میتوان به تاریخ علوم غریبه، عرفان، اسطورهها و باورهای رمزی به عنوان بخش مهمی از تاریخ فرهنگ و اندیشه بشر نگاه کرد و در عین حال، درباره ادعاهای تجربی آنها خواستار دلیل و شواهد شد.
حتی در سنت فلسفی، از جمله در آثار فیلسوفانی مانند ابنسینا، توجه به امور متافیزیکی به معنای کنار گذاشتن استدلال و عقلانیت نبوده است. بنابراین نه انکار شتابزده همه امور ناشناخته رویکردی عقلانی است و نه پذیرش هر ادعایی صرفاً به دلیل آنکه رازآلود و جذاب به نظر میرسد.
مسئله امروز؛ تشخیص مرز حقیقت و تجارت
علوم غریبه را میتوان دستکم در دو سطح متفاوت بررسی کرد: نخست، به عنوان مجموعهای از باورها، متون و سنتهایی که بخشی از تاریخ اندیشه بشر را شکل دادهاند؛ و دوم، به عنوان بازاری که در فضای مجازی شکل گرفته و گاه از ترس، امید و مشکلات انسانها برای کسب درآمد استفاده میکند.
مسئله اصلی شاید این نباشد که همه رازهای جهان را بپذیریم یا رد کنیم. مسئله مهمتر این است که در مواجهه با ادعاهای ناشناخته، قدرت تشخیص خود را از دست ندهیم.
جهان همچنان پر از پرسشهای بیپاسخ است؛ اما هرچه پرسش پیچیدهتر و رازآلودتر باشد، نیاز ما به صداقت، تفکر انتقادی و تمایز میان «نمیدانم» و «حتماً همین است» بیشتر میشود.
شاید عقلانیترین موضع در برابر علوم غریبه همین باشد: نه هر ناشناختهای را دروغ بدانیم و نه هر ادعای ناشناختهای را حقیقت؛ بلکه میان پرسش، باور، ادعا و دلیل فاصله بگذاریم.
