کد خبر: 587
گزارش تخلف / مشکل

کاربر گرامی با تکمیل فرم زیر مشکل یا موضوع موردنظرتان را با ما درمیان بگذارید.
نشانی IP شما: 18.208.132.74

Select an option
Select an option
برای آگاهی از نتیجه و پیگیری گزارش الزامی است
Fill out this field
Fill out this field

بحران هویت اصلاح طلبان

رسول بیات
سپهر روشن – مسئله هویت اصلاح طلبی را باز می توان با چند سئوال به پیش برد. آیا اساسا ضرورتی برداشتن هویت برای یک جریان فکری و سیاسی مثل اصلاح طلبی وجود دارد؟ آیا اکنون اصلاح طلبان دچار بحران هویت شده اند؟ یا اصلاح طلبی؟

آیا اصلاح طلبان دچار بحران هویت شده اند؟ سوأل از هویت به عنوان اعم و سوأل از هویت فردی،دینی،ملی،سیاسی،به معنی خاص و سوأل از هویت جریانات سیاسی و بحران هویت به معنای اخص تر از جمله سئوالات جدی است و به آسانی و با یک نوشته کوتاه نمی توان به آن پاسخ داد. مدعای مطرح شده در این یاد داشت کوتاه صرفا بیان وجوهی از بحران هویت اصلاح طلبی و اصلاح طلبان می باشد و تحلیل جامع تر نیازمند فرصت بیشتری است.
مسئله هویت اصلاح طلبی را باز می توان با چند سئوال به پیش برد. آیا اساسا ضرورتی برداشتن هویت برای یک جریان فکری و سیاسی مثل اصلاح طلبی وجود دارد؟ آیا اکنون اصلاح طلبان دچار بحران هویت شده اند؟ یا اصلاح طلبی؟ آیا برای عبور از بحران هویت می توان اقدامی انجام داد؟ یا اصلاح طلبان در این بحران غرق خواهند شد؟ علل این بحران هویت چیست؟ آیا علل بحران درون جریانی است یا برون جریانی؟ آیا راههای وجود داشت که این جریان دچار بحران هویت نگردد و دهها سوأل فعلا بی پاسخ.

بر اساس باور نویسنده اکنون هم جریان اصلاح طلبی دچار بحران هویت شده و هم اصلاح طلبان. البته این به معنای عدم وجود بحران در جریانات سیاسی دیگر نیست هرکدام به شکلی و شقوقی دچاربحران می باشند.

بحران هویت در اصلاح طلبی را می توان در چند عنوان بیان کرد:

۱.سیاسی : اگر به دو دهه گشته و اتفاقات رخ داده توجه شود،عملا جریان اصلاح طلبی با آغاز تولدش دچار بحران گردید.از انتخابات ۷۶تا۸۴ و ۹۲تا ۹۴ و ۹۶ ، به عنوان مثال در انتخابات ۱۳۸۴ در مرحله دوم از کسی مطالبه حمایت شد که تا چندروز قبل به عنوان مخالف بسیار مهم تلقی می گردید .در سال ۱۳۹۲از کاندیدایی حمایت شد که کاملا اصول گرا بود و هیچ وقت هم ادعای اصلاح طلبی نداشت. باز هم بر ابهامات اضافه شد و بحران هویت عمق بیشتری یافت. در انتخابات مجلس در سال ۹۴عملا از کسانی حمایت شد که اندک قرابتی با اصلاح طلبی نداشته و با تشکیل مجلس و عدول و عبور از لیست تدارک دیده شده دامنه ابهامات و بحران هویت دوباره عمیق تر شد.

با انتخابات ۱۳۹۶ رویکرد دولت جدید و بی مهری به اصلاح طلبان، بحران هویت تشدید گردید. اصلاح طلبان و جریان اصلاح طلبی عملا نه می توانستند “مخالف ” باشند و نه موافق کامل. فقط می توانستند “مخافق” باشند. این یعنی دچار”حیرت”شدن و آغاز بحران هویت.

۲.بحران فکری و نظری و دینی: تحولات سیاسی و هیاهوی تبلیغاتی و عدم انسجام فکری اصلاح طلبان باعث گردید اصلاح طلبان و حامیان و حاملان جریان اصلاح طلبی به طور کامل و دقیق نتوانستند مبانی فکری ،دینی،و نظری خود را تبیین نمایند و البته جهت گیری های مخالفین هم بر این امر افزود.عملا این جریان در جامعه دینی ایران از پشتوانه دینی لازم برخوردار نشد و بحران هویت از این منظر هم دامن اصلاح طلبان را گرفت.

۳. فقدان رهبری جامع: تعدد نظری و تشکیلاتی و اختلاف نظرها و بیان نظرات متعدد و گاهی متضاد به نام اصلاح طلببی عملا نه تنها بر تعمیق جریان اصلاح طلبی نیفزود، بلکه باعث کاهش سرمایه های اجتماعی و سردرگمی ها گردید.اصلاح طلبان به خاطر تعلق خاطر به بیان نظرات خود و اعلام استقلال فکری ، تقریبا خود را از داشتن رهبری جامع محروم کردند .

در یادداشت کوتاه بعدی به برخی ابعاد دیگر اشاره خواهد شد.

دیدگاه ها

توجه داشته باشید که

• دیدگاه‌ها پس از تایید منتشر می‌شوند
• نظرات حاوی تهمت، توهین و کلمات زننده منتشر نمی‌شود
• نظراتی که به زبان فارسی نوشته شده امکان انتشار خواهند داشت

آخرین اخبار

کد خبر: 587

بحران هویت اصلاح طلبان

رسول بیات
سپهر روشن – مسئله هویت اصلاح طلبی را باز می توان با چند سئوال به پیش برد. آیا اساسا ضرورتی برداشتن هویت برای یک جریان فکری و سیاسی مثل اصلاح طلبی وجود دارد؟ آیا اکنون اصلاح طلبان دچار بحران هویت شده اند؟ یا اصلاح طلبی؟

آیا اصلاح طلبان دچار بحران هویت شده اند؟ سوأل از هویت به عنوان اعم و سوأل از هویت فردی،دینی،ملی،سیاسی،به معنی خاص و سوأل از هویت جریانات سیاسی و بحران هویت به معنای اخص تر از جمله سئوالات جدی است و به آسانی و با یک نوشته کوتاه نمی توان به آن پاسخ داد. مدعای مطرح شده در این یاد داشت کوتاه صرفا بیان وجوهی از بحران هویت اصلاح طلبی و اصلاح طلبان می باشد و تحلیل جامع تر نیازمند فرصت بیشتری است.
مسئله هویت اصلاح طلبی را باز می توان با چند سئوال به پیش برد. آیا اساسا ضرورتی برداشتن هویت برای یک جریان فکری و سیاسی مثل اصلاح طلبی وجود دارد؟ آیا اکنون اصلاح طلبان دچار بحران هویت شده اند؟ یا اصلاح طلبی؟ آیا برای عبور از بحران هویت می توان اقدامی انجام داد؟ یا اصلاح طلبان در این بحران غرق خواهند شد؟ علل این بحران هویت چیست؟ آیا علل بحران درون جریانی است یا برون جریانی؟ آیا راههای وجود داشت که این جریان دچار بحران هویت نگردد و دهها سوأل فعلا بی پاسخ.

بر اساس باور نویسنده اکنون هم جریان اصلاح طلبی دچار بحران هویت شده و هم اصلاح طلبان. البته این به معنای عدم وجود بحران در جریانات سیاسی دیگر نیست هرکدام به شکلی و شقوقی دچاربحران می باشند.

بحران هویت در اصلاح طلبی را می توان در چند عنوان بیان کرد:

۱.سیاسی : اگر به دو دهه گشته و اتفاقات رخ داده توجه شود،عملا جریان اصلاح طلبی با آغاز تولدش دچار بحران گردید.از انتخابات ۷۶تا۸۴ و ۹۲تا ۹۴ و ۹۶ ، به عنوان مثال در انتخابات ۱۳۸۴ در مرحله دوم از کسی مطالبه حمایت شد که تا چندروز قبل به عنوان مخالف بسیار مهم تلقی می گردید .در سال ۱۳۹۲از کاندیدایی حمایت شد که کاملا اصول گرا بود و هیچ وقت هم ادعای اصلاح طلبی نداشت. باز هم بر ابهامات اضافه شد و بحران هویت عمق بیشتری یافت. در انتخابات مجلس در سال ۹۴عملا از کسانی حمایت شد که اندک قرابتی با اصلاح طلبی نداشته و با تشکیل مجلس و عدول و عبور از لیست تدارک دیده شده دامنه ابهامات و بحران هویت دوباره عمیق تر شد.

با انتخابات ۱۳۹۶ رویکرد دولت جدید و بی مهری به اصلاح طلبان، بحران هویت تشدید گردید. اصلاح طلبان و جریان اصلاح طلبی عملا نه می توانستند “مخالف ” باشند و نه موافق کامل. فقط می توانستند “مخافق” باشند. این یعنی دچار”حیرت”شدن و آغاز بحران هویت.

۲.بحران فکری و نظری و دینی: تحولات سیاسی و هیاهوی تبلیغاتی و عدم انسجام فکری اصلاح طلبان باعث گردید اصلاح طلبان و حامیان و حاملان جریان اصلاح طلبی به طور کامل و دقیق نتوانستند مبانی فکری ،دینی،و نظری خود را تبیین نمایند و البته جهت گیری های مخالفین هم بر این امر افزود.عملا این جریان در جامعه دینی ایران از پشتوانه دینی لازم برخوردار نشد و بحران هویت از این منظر هم دامن اصلاح طلبان را گرفت.

۳. فقدان رهبری جامع: تعدد نظری و تشکیلاتی و اختلاف نظرها و بیان نظرات متعدد و گاهی متضاد به نام اصلاح طلببی عملا نه تنها بر تعمیق جریان اصلاح طلبی نیفزود، بلکه باعث کاهش سرمایه های اجتماعی و سردرگمی ها گردید.اصلاح طلبان به خاطر تعلق خاطر به بیان نظرات خود و اعلام استقلال فکری ، تقریبا خود را از داشتن رهبری جامع محروم کردند .

در یادداشت کوتاه بعدی به برخی ابعاد دیگر اشاره خواهد شد.

بیشتر بخوانید

توجه داشته باشید که

• دیدگاه‌ها پس از تایید منتشر می‌شوند
• نظرات حاوی تهمت، توهین و کلمات زننده منتشر نمی‌شود
• نظراتی که به زبان فارسی نوشته شده امکان انتشار خواهند داشت

فهرست